خانم محبوبه ن س
من جواب سوالات شما را به ایمیلتان ارسال کردم ، اما ایمیل شما ایراد دارد و برگشت می خورد احتمالا آدرس ایمی خود را درست وارد نکرده اید . به هر حال:
علت وجود پرزهای معده این است که بااین کار سطح داخلي معده که در تماس با غذا است گسترش یافته و بیشتر می شود. هر چه این سطح بيشتر باشد قدرت ترشحی بیشتری دارد. البته تعدادی چین هم در طول معده هست که این چین ها هنگام افزایش حجم معده به هنگام غذا خوردن از هم باز می شوند و و به بزرگتر شدن معده کمک می کنند . پرزها کوچک و بزرگ سطح جذب را هم افزایش می دهند . اینکار برای افزایش قدرت جذب مناسب است . جذب در معده کمتر صورت می گیرد . بیشترین جذب در روده است به همین خاطر سطه داخلی روده باریک پرزهای بسیار بیشتری دارد .
علت بزرگتر بودن دیواره دهلیز چپ از راست ؟ فکر میکنم استباه کرده باشی ! منظور تو علت بیشتر بودن ضخامت بطن چپ نسبت به راست است ! بطن چپ نیاز به قدرت عضلاني بیشتری دارد تا بتواند با انقباض خود خون را به تمام بدن برساند . اما بطن راست نیازی به این همه قدرت ندارد زیرا فقط خون را به ششها می رساند .
و اما سیناپس دندریت به دندریت هم داریم ولی ایننوع سیناپس کمیاب تر است
آقای پویان
سلام سوالی داشتم که به جواب فوری آن نیاز دارم.
فرض می کنیم دو نورون داریم که هر دو دارای میلین هستند قطر یکی بیشتر از دیگری است.
چرا سرعت هدایت پیام در آن که قطر بیش تری دارد بیشتر خواهد بود؟
سلام پویان عزیز
تو که نگفتی قطر میلین را گفتی یا قطر آکسون را؟
هر گاه قطر زائده عصبی بیشتر باشد به معنی این است که فضای سیتو پلاسمی زیر غشا امکان بیشتری را برای تبادل یونهای دخیل در فرآیند پتانسیل عمل به سلول می دهند. این باعث می شود ایجاد پتانسیل عمل در هر نقطه در زمان کوتاهتری اتفاق افتد و در نتیجه سیر پیام که نتیجه ایجاد پتانسیل عمل های متوالی در گره ها است سریعتر باشد . در زوائد عصبی خیلی نازک سیر پیام کند است زیرا مقدار بسیار کم سیتو پلاسم زیر غشا در محل پتانسیل عمل امکان مانور سریع یونها را کم می کند و زمان هر پتانسیل عمل طولانی تر می شود. این توجیه از آنجا ناشی می شود که ایجاد پتانسیل عمل در هر نقطه مستلزم تحرک یونی در زیر غشا است . از معلمت بخواه در حین توضیح یک پتانسیل عمل ، قدری پتانسیل آستانه را هم برایت توضیح دهد .
اگر منظوزت قطر میلی باشد ، هر چه میلین قطور تر باشد باز انتقال پیام سریعتر است . زیرا با عایق بندی بهتر طول اکسون ، پتانسیل عمل منحصرا در محل گره ها اتفاق می افتد و لذا به دلیل جهشی بودن سیر پتانسیل عمل زمان کمتری برای سیر پتانسیل عمل نیاز است . به عبارت دیگر فاصله جهش ها بیشتر است و حد اقل کمتر از فواصل گره ها از هم نیست .
آقای پویان
سلام خسته نباشید
با تشکر از محبتتان که به سوالات دیگران جواب می دهید.
دوسوال داشتم که امیدوارم هرچه زودتر جواب آن ها را دریافت کنم
اول)چرا نیم کره راست مخ نیمه چپ بدن را کنترل می کند و بر عکس؟
دوم)بخش خاکستری مخ دارای چند لایه سلولی است؟نام ببرید
|
سلام اقای پویان
از اینکه دیر شد ببخشید چون ایمیل شما در اسپم بود.
ضخامت ماده خاکستری یا گری ماتر در جاهای مختلف فرق میکند. شما نمیتوانید برای آن لایه های آناتومیک جداگانه ای در نظر بگیرید . اینجا پر است از تعداد بیشماری سلولهای چند قطبی که با هم کار پردازش اطلاعات را انجام میدهند.
The standard areas of cortex (isocortex) is characterized as having six distinct layers. From outside inward:
با این حال یک ناحیه استاندارد از قشر خاکستری مخ از بیرون به داخل 6 تا لایه متفاوت دارد
- Molecular layer لایه مولکولار
- External granular layer لایه گرانولار خارجی
- External pyramidal layer لایه پیرامیدی خارجی
- Internal granular layer لایه گرانولار داخلی
- Internal pyramidal layer لایه پیرامیدی داخلی
- Fusiform layer لایه فوزی فورم
البته ضخامت این کرتکس مخ در بیماریهای افسردگی و اسکیزوفرنی تغیراتی در نواحی پیشانی و پس سری و گیجگاهی مخ می نماید.
اگر توضیح بیشتر در مورد این شش لایه می خواهی در زیر توضیحات لازم داده شده است .
- The molecular layer I contains few scattered neurons and consists mainly of extensions of apical dendrites and horizontally oriented axons, and some Cajal-Retzius and spiny stellate neurons can be found.
- The external granular layer II contains small pyramidal neurons and numerous stellate neurons.
- The external pyramidal layer III contains predominantly small and medium sized pyramidal neurons, as well as non-pyramidal neurons with vertically-oriented intracortical axons. Layers I through III are the main target of interhemispheric corticocortical afferents, and layer III is the principal source of corticocortical efferents.
- The internal granular layer IV contains different types of stellate and pyramidal neurons, and is the main target of thalamocortical afferents as well as intra-hemispheric corticocortical afferents.
- The internal pyramidal layer V contains large pyramidal neurons (as the Betz cells in the primary motor cortex), as well as interneurons, and it is the principal source of efferent for all the motor-related subcortical structures.
- The multiform layer VI contains few large pyramidal neurons and many small spindle-like pyramidal and multiform neurons. The layer VI sends efferent fibers to the thalamus establishing a very precise reciprocal interconnection between the cortex and the thalamus (Creutzfeldt, 1995).
در مورد اینکه چرا نیمکره راست مخ سمت چپ بدن را کنترل میکند و بر عکس بین دانشمندان علوم زیستی اختلاف عمیق وجود دارد . واقعیت این است که ما در اینجا در باره یک چرایی صحبت میکنیم و نه یک چگونگی! مثل اینکه بگوییم چرا ما یک جفت چشم در پشت سر نداریم! من در اینجا تعدادی از صفحاتی که دانشمندان کشورهای مختلف راجع به علت این امر با هم صحبت میکنند برایت میگذارم . البته کمی بحث ها تخصصی است . ولی شاید بتوانی استفاده کنی. امیدورام صفحات در ایران قابل روئیت باشد .
left-right reversal of CNS: Why? Henry M. Wieman
left-right reversal of CNS: Why? Robert Steven
|
پویان
خسته نباشید این چندمین بار است که مزاحمتان می شوم ولی سؤال مهمی دارم.
معلممان دیروز سؤالی را با مزمون زیر مطرح کرد که نوعی امتحان به شمار می آید.
"جهت هدایت پیام عصبی در طول تار عصبی چگونه است؟چرا؟ "
البته شروطی هم برای پاسخ گویی اعلام کرد:
1پاسخ ها حداقل در دو و حد اکثر در پنج صفحه باشد
2منبع یا منابع به طور دقیق قید شود
خواهش می کنم در این مورد کمکم کنید
منتظر ایمیل با ارزشتان هستم
سلام دوست من
اگر معلم شما این سوالات را مطرح می کند بهتر این است که از منابعی استفاده کنی که وادار به تحرک و کنکاش شوی. این طوری آنچه یاد میگیری را فراموش نمیکنی و در ضمن یادگیری عمقی تر و دارای مستندات بیشتر می شود.
با این حال:
اولا اینکه معلمی شرط تعیین کند که جواب باید حداقل و حد اکثر چند صفحه باشد کاری نادرست و کاملا غیر علمی است! البته این نظر من است و معلم عزیز شما شاید دلایلی برای خودشان دارند.
جهت هدایت پیام عصبی در طول تار عصبی بستگی به این دارد که تحریک عصبی در کدام بخش نرون ایجاد شده باشد .
برابر یک قاعده کلی اگرهر نقطه از نرون چه دندریت و چه جایی از آکسون و یا نقطه ای روی جسم سلولی تحریک شود ، پتانسیل عمل در تمام جهات سیر می کند .به عبارت دیگر هر جا غشایی از سلول وجود داشته باشد پس از تحریک یک نقطه خود دچار تحریک خواهد شد.
به این ترتیب بر خلاف باور بسیاری از دانش آموزان وقتی نقطه ای از یک آکسون تحریک شود، لحظه ای بعد سیر پتانسیل عمل هم به سوی پایانه آکسونی و هم به سوی جسم سلولی و انتهای آزاد دندریت ها حرکت می نماید.
اما این فقط هدایت پیام است. سوال این است که آیا همه پیام های رسیده به محل سیناپس قابلیت انتقال دارند؟
بررسی نشان داده که فقط پتانسیل عمل رسیده به پایانه اکسونی قابلیت انتقال به سلول بعدی را دارد. این خاصیت به دلیل یک طرفه بودن سیناپس ها است . سیناپسهای شیمیایی مثل همان نمونه ای که تصویر آن در کتاب شما هم هست ، فقط می توانند پیام را از طرف غشای پیش سیناپسی به طرف غشای پس سیناپسی منتقل نمایند و نه بر عکس.
در آن سوی دیگر یعنی در سیناپس واقع در سمت دندریتهای یک نرون، هم همین وضعیت بر قرار است . سیر پتانسیل عمل در انتهای دندریت به سیناپس می رسد ولی قابل انتقال نیست . به عبارت دیگر امکان انتقال پیام عصبی از غشای پس سیناپسی به غشای پیش سیناپسی وجود ندارد .
اگر به ساختمان و نحوه عمل سیناپس های شیمیایی نگاه کنید علت یک طرفه بودن انتقال را درک خواهید کرد . این ساختمان نشان می دهد که برای انتقال پیام ابتدا باید پیام به سیناپس برسد سپس از غشای پیش سیناپسی مواد انتقاد دهنده عصبی یا نروترانسمیتر ها به فضای بین دو غشا ترشح شوند وسپس این مواد بر روی گیرنده های خود در روی غشای پس سیانپسی اثر کنند. پس از این عمل کانالهای سدیمی روی غشای پس سیناپسی باز شوند . این عمل به منزله تحریک عصبی غشای پس سیانپسی است و به دنبال آن یک پتانسیل عمل کامل در غشای پس سیانپسی به وقوع می پیوندد. به این ترتیب پیام عصبی از یک سلول به سلول دیگر منتقل شده است. دلیل یک طرفه بودن این است که نه غشای پس سیناپسی قابلیت ترشح انتقال دهنده عصبی دارد و نه روی غشای پیش سیناپسی گیرنده ای برای آن ماده وجود دارد. معلمتان می داند که بین هدایت پیام و انتقال پیام فرق وجود دارد . هدایت یعنی سیر پتانسیل عمل در طول یک تار عصبی ولی انتقال یعنی سرایت پتانسیل عمل از یک سلول به سلول دیگر.
شاید برای تو جالب باشد که بدانی همه سیناپسها یک طرفه نیستند .
سلولهای قلبی با یکدیگر سیناپس دارند! اینها سلول عصبی نیستند بلکه سلولهای ماهیچه ای قلبی هستند. ولی دقیقا مثل سلولهای عصبی تحریک پذیرند. اگر به قلب خارج از بدن یک قورباقه که از ضربان ایستاده است ، یک سوزن فرو کنید می تپد! سیناپسهای سلولهای قلبی با یکدیگر از نوع الکتریکی هستند . این سیناپسها با نوع شیمیایی کاملا متفاوتند و ساختمان متفاوتی دارند. هر سیناپس الکتریکی در واقع یک کانال همیشه باز یونی است که بطور دو طرفه کار می کند . بنا بر این هر تحریکی به هر نقطه ای از قلب وارد بشود لحظه ای بعد در همه قلب منتشر می گردد و متعاقب آن همه عضله بطن منقبض می شود.
امید وارم استفاده کنی
پویان
سلام
خسته نباشید سؤالی داشتم در مورد سلول های مترشحه از کلیه ها/ مغز/ قلب/ معده.
البته فکر کنم هورمون های قلب را بدونم باید کاردیوناترین و کاردیودیلاتین باشند. اولی در زیاد کردن ادرار و دفع یون سدیم و دومی بر روی عضله صاف جدار رگ ها اثر می گذارد
اگر لطف کنید جواب بدبد ممنون می شوم البته برای پیدا کردن جواب به چند جا مراجعه کردم و هورمون های بالا را هم از اینترنت پیدا کردم ولی چون اطمینان نداشتم خواستم ببینم درست یانه.
در ضمن از غدد برون ریز هم عکسی دارید؟ یا منبعی که بهم معرفی کنید
متشکرم.
salam
sorry for delay
dar morede in hormon ha bayad begam ,tedad besyar ziady hormon darim ke az andam haye ghair tarashhi tarashh mishvand
nam bordan inha che zarararti darad ? inha khaili khaili zaidand
maaslan fekr mikoni az kabed chan ta hormon tarashoh mishan? balaye 80 ta !
az beizeh ha be onvan ghode jensi nar ma fekr mikonim faghat 2 hormon tarashoh misheh dar hali ke bish az 100 hormon shenakhteh shodeh ke az testis ya beizeh tarashoh mishavad
khob bazi az ina khaili moheman mesle angiotansin 1 v 2 ke az kolieh ya kidney tarashoh mishan va kar tanzim feshar khon ro be ohdeh daran
az medeh hormonhaii tarashoh misheh ke roye tarasho gasterin asar mizareh v on ro tanzim mikoneh
va ,,,,,
az ghalb ham ke gofti
hata az shosh ha hormon tarashoh misheh
in hormonha ro be onvan LOCAL HORMON mishnasim
agar list inha ro paida kardam barat miferestam
ok
khoda negahdar
salam mojadada
man khaili alan vaght nadaram
in link ha ro mitoni negah koni:
حتي بافت چربی هم هورمون ترشح ميکنه!
بیشتر مسير لوله گوترش هورمون ترشح میکنن از جمله معده و روده باریک"
همينطور ششها
کبد ظاهرا من نوشتم آنزیوتانسین مربوط به کلیه است کخ اشتباه کردم مال کبد است ولی فعالیتش روي عروق در کلیه است
مغز هم که انبوهي از هورمونها رو داره :
Copyright (c)2009 zistpooya
Powered by: Best Web Hosting and Affiliate Programs Directory. Created with Free Website Builder